سديد الدين محمد عوفى
119
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
تند و سايس « 1 » باشيم يا هردو نرم و حليم « 2 » ، بلكه « 3 » شرط آن باشد كه هرجا و موضعى « 4 » كه تو درشتى كنى من حلم ورزم . و اكنون چون در كفهء « 5 » اخلاق آن برادر قهر و سياست آمد « 6 » واجب باشد كه حلم و رفق درين كفه باشد « 7 » تا اگر خلق از تو بگريزند و نفور شوند در من آويزند و مردمان از دست ما بيرون نشوند . و به هيچ تأويل آن مرد را بازنفرستاد و آن از كمال حلم او بود كه عالميان او را مسخّر و منقاد شدند و زمام ملك و دولت در تصرّف آورد و السلام . [ شرمسار شدن ابليس از حلم و بردبارى ذالكفل ] حكايت ( 40 ) روات ثقات و نقله آيات « 8 » چنين نقل كنند كه اليسع پيغمبرى بوده است از انبياى بنى اسرائيل و خداى عزّ و جلّ او را در قرآن مجيد ياد كرده است وَ الْيَسَعَ وَ ذَا الْكِفْلِ وَ كُلٌّ مِنَ الْأَخْيارِ « 9 » . و اليسع مر « 10 » بنى اسرائيل را حاضر كرد و خطبه گفت و در آنجا ذكر كرد كه من پير شدم و ضعف و ناتوانى بر من مستولى گشت « 11 » و اركان من از بار شيخوخت « 12 » گران شد « 13 » و ساختهء سفر آخرت گشتهام و روى بدان مقام نهاده ، اگر خواهيد تا بر شما خليفهاى نصب كنم ، و كسى كه او را بپسندم بنشانم و حكم « 14 » سازم « 15 » . همه گفتند : صواب همين باشد . پس روى به حاضران « 16 » كرد و گفت : كيست از شما « 17 » كه از من بپذيرد و كفيل و ضامن من شود كه « 18 » به « 19 » روز روزهدار شود « 20 » و به شب « 21 » نماز كند و هيچ نخسبد و از
--> ( 1 ) بنياد : فتنهراى . ( 2 ) بنياد : حليم و بردبار . ( 3 ) مپ 2 : بل ، مج : يك ( 4 ) مپ 2 : هر موضع . ( 5 ) متن : گفته . ( 6 ) متن - آمد ، مج : آمده است . ( 7 ) متن : گفته شود ، مپ 2 : گفته و نبشته ما شود . ( 8 ) متن : ابيات . مج : ثبات ، مپ 2 - روات ثقات و نقله آيات ( 9 ) مج + روزى . ( 10 ) متن و مج : من . ( 11 ) مج : در اطراف اعضاى من ظاهر گشت . ( 12 ) مج و بنياد : شيخوخيت . ( 13 ) مپ 2 - و اركان من از بار شيخوخت گران شد . ( 14 ) مپ 2 : حاكم . ( 15 ) مج - و حكم سازم . ( 16 ) مج : حضرات . ( 17 ) متن و مج - از شما . ( 18 ) مج + در مقام خلافت و نيابت من . ( 19 ) مج - به . ( 20 ) مج : به روزه گذراند . ( 21 ) مج : شب همه شب .